تبلیغات
با شاعران بزرگ - شعری زیا از سعدی
.
حکایت ها طنز دانشمندان عکس ضرب المثل صفحه ی اصلی

 

آمدی وه كه چه مشتاق و پریشان بودم

تا برفتی ز برم صورت بی جان بودم

نه فراموشیم از ذكر تو خاموشی بود

كه در اندیشه اوصاف تو حیران بودم

بی تو در دامن گلزار نخفتم یك شب

كه نه در بادیه ی خارمغیلان بودم

زنده می كرد مرا دم به دم امید وصال

ورنه دور از نظرت كشته هجران بودم

به تولای تو در آتش محنت چو خلیل

گوییا در چمن لاله و ریحان بودم




طبقه بندی: شعر، 


نوشته شده در تاریخ یکشنبه 13 اردیبهشت 1388 توسط سجاد طیبی


درباره وبلاگ
جستجو
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
نویسندگان
موضوعات
پیوند ها
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
کد بنر