تبلیغات
با شاعران بزرگ - روایتی درباره زیب النسا مخفی شاهره سلاله مغلیه در هند.
.
حکایت ها طنز دانشمندان عکس ضرب المثل صفحه ی اصلی

روایتی دیگری در باره زیب النسا مخفی شاهره سلاله مغلیه در هند.

همه بخوبی میدانند و شنیده اند که در مکالمه روزمره هرکه، بار بار بشکل یک ضرب المثل این گفته بزبان می آید و خاصتاً کسی که کاری خلاف عقل از وی سر زند :

 کجا عاقل کند کاری که بار آرد پشیمانی

 ولی اینکه این گفته از کجا سر چشمه گرفته و این بیان که تا امروز زبان زد عام و خاص گشته چه تاریخچه ای دارد شاید نزد همه روشن نباشد که مختصراً بآن پرداخته میشود.

یکی از شاهان سلاله مغولیه هند که اورنگ زیب نام داشت و متخلص به عالمگیر بود در بین سایر فرزندانش اورا دختری ادیب و شاعره ای بود باسم زیب النسا مخفی که فرزند ارشد عالمگیر بوده و مخفی تخلص میکرد . او بین سالهای ۱۶۳۸ -۱۷۰۲ میزیسته و حافظ کلام الله مجید هم بود و یکی از شاعران سبک هندی در ادبیات فارسی بشمار میرود.

زیب النسا مخفی در دربار شاهانه پدر، عاشقی داشت مثل خودش شاعر و خوش کلام و خوش صحبت باسم عاقل خان .این شخص حیثیت غلام را در دربار پدر زیب النسا مخفی داشته و گویند با زیب النسا روابطی عاشقانه ای نیز داشت. این ارتباط عاشقانه و پاک از سرحد شعر و شاعری بمرزی دیگر نانجامیده و هردو گاه گاهی باهم پت و پنهان دور از نظر درباریان، دید و بازدید مینمودند.بهر ترتیب عشق و عاشقی عملی نیست که پنهان بماند.عشق زیب النسا نسبت بعاقل خان به شاه پر صلابت مغولیه هند عالمگیر میرسد و کم کم این آوازه دو عا شق دلداده به همه اهل دربار نیز افشا میشود. شاه که عرصه را نازک میبیند با مشاورین دربار قضیه را در میان میگذارد تا موضوع طوری حل گردد که هم کام آید و هم حریف نرنجد. لذا یکی از مشاوران دربار به شاه چنین پیشنهاد میدارد که موضوع پیوند دخترش را با عا قل خان طوری حل نماید که بار گرانی که عاقل خان نتواند از باجش برآید پیش راهش قرار دهد.همان بود که شاه وصلت دختر را به برآوردن شرایط نهایت سنگین پیش پای عاقل خان مینهد .عاقل خان که میدانست این شرط و شروط صرفاً بخاطر ممانعت وصلت او با محبوبه اش زیب النسا است و در برآوردنش جز صبر و جدایی چاره ندارد، بار سنگین شرط و شرایط را نپذیرفت. خیر بهر ترتیب این قصۀ شرط و شرایط بگوش زیب النسا مخفی میرسد.  روزیکه با مساعد شدن امکانات با عاقل خان رو برو میشود این یک فرد را برای عاقل خان بزبان مِی آورد :

 شنیدم ترک خدمت کرد عاقل خان به نادانی

عاقل خان غلام دربار پدر زیب النسا و عاشق دلباخته ای آن باالفعل این فرد ررا جواباً میسراید:

 کجا عاقل کند کاری که بار آرد پشیمانی

 ******

برای کمی بیشتر شناختن این شاعره توانا و غزلسرای سبک هندی در ادبیات  فارسی، لازم است قدری مختصراً توضیح بیشتر صورت گیرد:

 نام و لقب : زیب النسا مخفی

تبار : فرزند ارشد اورنگ زیب متخلص به عالمگیر و مادرش دلرس بانو بیگم.

سال تولد :   ۱۶۳۸

سال وفات : ۱۷۰۲ در شاه جهان آباد دهلی پایتخت هندوستان

این شاعره توانا و شیرین سخن سبک هندی درادبیات فارسی همیشه در محافل مشاعره دربار پدر باجازه شاه اشتراک میورزید و جوایز دربار را اکثراً از آن خود میساخت. گویند روزی شاه که از خواب برخواست اهل دربار را بحضور طلبید و در حالیکه سایر شعرای دربار نیز حضور بهم رسانیده بودند فرمودند که از خوابش چنین فردی را بیاد دارد :

 دری ابلق کسی کم دیده موجود

لذا از شعرای دربار خواست تا فرد دومی را تکمیل نمایند. هر که فرد سرود ولی مورد رضایت خاطر شاه را فراهم نتوانست. جریان که به دخترش زیب النسا مخفی رسید او بعد از اذن دخول بمحفل شاهانه پدر بحیث یک شاعره اشتراک و فرد دومی را چنین تکمیل نمود.

 دری ابلق کسی کم دیده موجود

مگر چشم بتان سرمه آلود

 عالمگیر و سایرحاضرین دربار را این فراست و شیرین سخنی زیب النسا نهایت خوش آمد و این بار نیز جایزه ادبی دربار را از آن خود نمود.

نمونه ای دیگری از بیت سروده شدۀ زیب النسا مخفی :

 در سخن مخفی شدم مانند بو در برگ گل

میل دیدن هر که دارد در سخن بیند مرا




طبقه بندی: زندگی نامه، 


نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 اردیبهشت 1388 توسط سجاد طیبی


درباره وبلاگ
جستجو
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
نویسندگان
موضوعات
پیوند ها
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
کد بنر