تبلیغات
با شاعران بزرگ - دوست
.
حکایت ها طنز دانشمندان عکس ضرب المثل صفحه ی اصلی

بزرگ بود

و از اهالی امروز بود

و با تمام افق های باز نسبت داشت

و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید

 

صداش

به شكل حزن پریشانی واقعیت بود

و پلك هاش

مسیر نبض عناصر را

به ما نشان داد

و دستهاش

هوای صاف سخاوت را

ورق زد

و مهربانی را

به سمت ما كوچاند.

 

به شكل خلوت خود بود

و عاشقانه ترین انحنای وقت خودش را

برای آینه تفسیر كرد

و او به شیوه ی باران پر از طراوت تكرار بود

و او به سبك درخت

میان عافیت نور منتشر می شد

همیشه كودكی باد را صدا می كرد

همیشه رشته ی صحبت را

به چفت آب گره می زد

برای ما ، یك شب

سجود سبز محبت را

چنان صریح ادا كرد

كه ما به عاطفه ی سطح خاك دست كشیدیم

و مثل لهجه ی یك سطل آب تازه شدیم

و بارها دیدیم

كه با چقدر سبد

برای چیدن یك خوشه ی بشارت رفت

 

ولی نشد

كه روبروی وضوح كبوتران بنشیند

و رفت تا لب هیچ

و پشت حوصله ی نور ها دراز كشید

و هیچ فكر نكرد

كه ما میان پریشانی تلفظ در ها

برای خوردن یك سیب

چقدر تنها ماندیم.

 

سهراب سپهری




طبقه بندی: شعر، 


نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 دی 1390 توسط سجاد طیبی


درباره وبلاگ
جستجو
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
نویسندگان
موضوعات
پیوند ها
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
کد بنر